حاج محمد تقى جورابچى
45
حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى )
مقدمات در خلقت انسان و مقصود آفرينش و قبل از شروع به مطلب بايد اين جهت را بدانيم كه مقصود اصلى خداوند عالم از خلقت انسان چه بود و علّت غائى اين ايجاد آنچه به حسب معرفت خودم فهميدهام اين است كه در حديث قدسى مىفرمايد : بودم من خزينهى مخفى و پنهان ، پس دوست داشتم اينكه شناخته شوم ، پس خلق كردم خلق را تا اينكه شناخته شوم . پس معلوم شد كه علّت غايى معرفت خداوند عزّ و جلّ است پس چطور بشناسيم كه خودش فرمود من خزينهى مخفى بودم و حال آن كه هيچ وقت آشكار نشده و هميشه مخفى است كه ما راه نداريم و ذات او منزّه است از تغيّر و مكان و زمان ، و انبيا و اوليا در آن مقام به عجز اعتراف نمودهاند و آن مقام تحيّر است كه ذات بىمثال او از همه صفات مبرّاست . ما نتوانيم شناخت چنانكه سيّد رسل حضرت محمد مصطفى صل اللّه عليه و آله « 1 » فرمودند با على ( ع ) [ كسى ] خدا را نشناخت مگر من و تو و [ كسى ] مرا نشناخت مگر خدا و تو و [ كسى ] تو را نشناخت مگر خدا و من ، پس از اين حديث شريف چنان معلوم مىشود كسى خدا را نشناخته مگر اين دو وجود و خداوند عالم هم فرموده خلق كردم خلق را تا شناخته شوم . اوّلا بايد دانست كه خداوند را به ذاته
--> ( 1 ) . در اصل : اللّه .